خانه / اخبار / روزنامه‌های تهران، بعد از موصل چه می شود؟
روزنامه‌های امروز صبح تهران، یکشنبه ۲ آبان تیترهای اصلی خود را به تغییرات کابینه و مسایل داخلی مانند افشاگری های تازه درباره بخشش های شهردار تهران و پاسخ شهرداری به آن ها نوشته و در گزارش ها و مقالات خود بر اهمیت جنگ در موصل و حوادث سوریه تاکید کرده اند.

روزنامه‌های تهران، بعد از موصل چه می شود؟

روزنامه‌های امروز صبح تهران، یکشنبه ۲ آبان تیترهای اصلی خود را به تغییرات کابینه و مسایل داخلی مانند افشاگری های تازه درباره بخشش های شهردار تهران و پاسخ شهرداری به آن ها نوشته و در گزارش ها و مقالات خود بر اهمیت جنگ در موصل و حوادث سوریه تاکید کرده اند.

Image copyrightFarhikhtegan
Image caption کارتون امیرحسین ضرغام ، فرهیختگان

بعد از پاکسازی موصل

جلال خوش چهره در سرمقاله ابتکار با اشاره به عملیات آزادسازی موصل و آینده داعش نوشته: موصل در کمترین زمان و سهل‌ترین امکان از سوی داعش در دوسال پیش اشغال شد. این ناشی از چند عامل کلیدی بود: ناتوانی دولت مرکزی در ایجاد وفاق ملی میان همه اقوام عراقی؛ فقدان انگیزه کافی نزد نیروهای نظامی برای دفاع از موصل؛ پراکندگی تصمیم‌سازان دربغداد، تجمع نیروهای بازمانده ارتش و حزب بعث در موصل.

نویسنده پیش بینی کرده: داعش دیر یازود تسلیم اراده نیروهای متحد شود اما لازم است دولت عراق برای بازسازی کیان این کشور، تدابیر لازم را در ایجاد ساختار دولت _ ملت بکار برد. این هدف همزمان با رهایی موصل از اشغال داعش باید دنبال شود. هنر بازسازی رابطه با عموم ملت عراق، تمامیت این کشور را دوباره احیا خواهد کرد. در این صورت داعش، بازمانده اندیشه‌های بعثی و جریان های سلفی، فرصت بروز دوباره به شکلی دیگر را نخواهند یافت.

سرمقاله ابتکار در نهایت اصرار غرب بر هدایت نیروهای داعش به درون مرزهای سوریه را هدف زیرکانه‌ای دانسته برای این که از یکسو فرصت بهره‌مندی از این نیروها در آینده علیه دولت عراق وجود داشته باشد. از سوی دیگر بتواند مخالفان دولت بشار اسد را تقویت کند. ناتوانی دولت حیدرالعبادی در ایجاد وفاق ملی، هر دوکشور عراق و سوریه را در آینده دچار تهدید جدی خواهد کرد.

فیروز نعیم‌محبوبی در سرمقاله نوآوران به بررسی وضعیت ایران و منطقه پس از آزادسازی موصل پرداخته و نوشته: نبرد موصل، نقطه اوج تاریخی و قطعی شدن نتیجه این کشمکش قومی، ملی، منطقه‌ای و جهانی است. اگر در اثر تصادفی یا عمدی، کار جنگ از کنترل بازیگردانان اصلی آن یعنی ایالات متحده و روسیه خارج نشود و بحران به سایر همسایگان عراق سرایت نیابد و آتش جنگی بزرگتر ـ ولو به احتمال بسیار ضعیف ـ شعله‌ور نشود، این تحولات و سمت و سوی نهایی آن به سود ایران خواهد بود؛ زیرا فتنه بی‌سابقه داعش را از چند ده کیلومتری خاک ایران به چندصدکیلومتری و حتی ۱۵۰۰ تا ۲ هزار کیلومتری آن عقب خواهد راند.

به نظر مدیر این روزنامه: فتنه بعدی، برخاسته از همین تحولات موصل، جنبش استقلال‌طلبی کردها به ویژه در شمال عراق خواهد بود که البته اولاً به علت همسویی منافع همه همسایگان، برخورد با آن بسیار آسانتر و با درگیری و خطرات احتمالی کمتر خواهد بود و ثانیاً آثار آن به یکسان به همه کشورهای منطقه سرایت نخواهد کرد. مثلاً شدت این جنبش، در ایران بسیار کمتر از ترکیه، عراق و حتی شمال شرقی و شرق سوریه ظاهر خواهد شد. در عین حال و به هر حال، جمهوری اسلامی ایران نمی‌تواند و نباید احتمال دسیسه‌چینی قدرت‌های فرامنطقه‌ای در صدور جنبش‌های قومی به ایران به ویژه از سوی آمریکا، اسرائیل و عربستان سعودی را دست‌کم بگیرد.

و خلاصه سرمقاله نوآوران این است که: با پایان جنگ موصل هم چالش امنیتی ایران در غرب، به این زودی پایان نخواهد یافت.

عربستان و ترکیه علیه منطقه و ایران

فریدون مجلسی در شرق مقاله‌ای دارد و در آن نوشته:ترکیه که پس از سپری‌کردن چندین سال توسعه اقتصادی موفق، سرمشقی امیدبخش برای کشورهای درحال‌توسعه به شمار می‌رفت، از دو، سه سال پیش با نوعی احساس غرور و برتری، دست به قماری آزمندانه در عراق و سوریه زده که تاکنون جز به‌آشوب‌کشاندن، ویرانی، بی‌ثباتی، زیان و آوارگی در منطقه و در ترکیه که دامان اروپا را نیز گرفته، حاصلی به بار نیاورده است.

این کارشناس مسایل بین المللی یادآور شده: عربستان و قطر نیز مایل بودند بتوانند از طریق عراق و سوریه خطوط نفت و گاز خودشان را به بندر نفتی جیحان در ترکیه برسانند. دراین‌باره عراق و ایران را رقیب خود می‌دانستند عربستان که در دوران تحریم جایگاه نفت ایران را به خود اختصاص داده بود، مایل بود، بتواند به موقعیت بی‌رقیب خود ادامه دهد. ترکیه نگران آن بود که ثبات در ایران، موجب کاهش نیازهای مصرفی، دلالی و بانکی ایران به بازار ترکیه شود.

مقاله شرق به این جا رسیده که: اشتراک این نگرانی‌ها موجب همکاری ترکیه و عربستان در توطئه‌ای خطرناک شد که هدف آن، سرنگونی دولت‌های عراق و سوریه و روی‌کارآوردن دولت‌های قبیله‌ای و مطیع سنی بود. به‌این‌ترتیب محرمانه به تجهیز ارتشی کارآزموده از بقایای نیروهای بعثی عراق تحت پرچم داعش برآمدند که بتواند از احساسات قبایلی محلی نیز بهره‌مند شود.

Image copyrightFarhikhtegan
Image caption کارتون فیروزه مظفری، فرهیختگان

مناظره‌های انتخاباتی و مردم ایران

پنجشنبه‌ای که گذشت میزان صحبت‌ها و نظرها و نوشته‌ها درباره آخرین مناظره انتخابات آمریکا در شبکه‌های مجازی و میان کاربران ایرانی بسیار چشمگیر بود. سیمای جمهوری اسلام هم مناظره آخر را پخش کرد. به همین بهانه اعتماد از یک استاد علوم سیاسی، پژوهشگر ژورنالیست و جامعه‌شناس پرسیده چرا مردم ایران انتخابات آمریکا را پیگیری می‌کنند؟

حمیدرضا جلایی‌پور به اعتماد گفته: اگر ترامپ که فردی فاشیست و تندرو است در انتخابات پیروز شود، احتمال اینکه در منطقه خاورمیانه تنش‌ها بیشتر شود زیاد است. پس مردم نگران هستند و پیگیر انتخابات ریاست‌جمهوری این کشور.

به نظر این استاد جامعه شناس: این دست موضوعات سرگرمی‌های خوبی برای مردم است. تماشای مناظره‌های انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا مانند تماشای فیلم است و برای مردم جالب است. در این تفریح و سرگرمی با سیاست احزاب آشنا می‌شوند و همچنین با رقابت‌های سیاسی و حزبی در آمریکا و متوجه می‌شوند که دنبال چه سیاست‌ها و خط‌مشی‌هایی برای کشورشان هستند.

احمد موثقی در همین مورد گفته است: آگاهی مردم نسبت به جهانی که در آن زندگی می‌کنیم بیشتر شده. مردم متوجه شده‌اند که ایالات متحده آمریکا قدرتی هژمون در سطح جهانی است و هر حزب و جناحی که در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا پیروز شود، از نظر سیاسی و اقتصادی در سرنوشت کل جهان تاثیر‌ می‌‌گذارد. مردم ایران نیز در دنیای امروز جدا از مردم دیگر کشورهای دنیا نیستند و انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا برای‌شان مهم است.

مجید رضاییان استادیار دانشگاه و پژوهشگر ژورنالیست به اعتماد گفته: پخش مستقیم مناظره‌های انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا از صدا و سیما را امر مثبتی نمی‌دانم، چرا که نشان از برخوردی یکسویه دارد و صدا و سیما نسبت به همه سوژه‌ها چنین برخوردی ندارد. نتیجه این برخوردهای ‌یکسویه آن چیزی نیست که صداوسیما از پخش مناظره‌ها انتظار دارد بلکه نتیجه‌اش کاملا در نزد افکار عمومی برعکس است.

هر ۳۵ روز یک رئیس جمهور

در حالی که روزنامه‌های اصولگرا و مخالف دولت همچنان به انتقادهای تند خود از سیاست خارجی دولت روحانی ادامه می دهند و این دولت را در همه زمینه‌ها به دلیل اعتماد به غرب شکست خورده می خوانند روزنامه‌های هوادار دولت همچنان بر سیاست خارجی به عنوان نقطه پیروزی این دولت تاکید دارند.

ایران در گزارش اصلی امروز از تحولات دیپلماسی ایران نوشته و یاد آور شده: از آغاز‌ سال ٩٤ تا دو ماهه نخست سال ٩٥، ٢٠ رئیس‌جمهوری یا نخست‌وزیر از کشورهای مختلف به ایران سفر کرده‌اند. به دیگر سخن، روحانی هر بیست روز میزبان یک رئیس‌جمهوری یا نخست‌وزیر از کشورهای خارجی بوده است.

روزنامه دولت اشاره کرده: اگرچه هستند کسانی که در داخل سیاست درهای باز را به منزله تهدید امنیت ملی می‌بینند، اما در مقابل، دولت بر این عقیده است که کشور برای استفاده از ظرفیت‌های بالقوه دیگر کشورها و تبدیل کردن این ظرفیت‌های بالقوه به ظرفیت‌های بالفعل، باید درهای خود را به روی جهانیان بگشاید. روندی که دولت در اجرا هم بر آن صحه گذاشت و نتیجه این شد که در طول ٣‌سال ریاست‌جمهوری حسن روحانی، روابط تیره یا نسبتا سرد ایران با بسیاری از کشورها متحول شد و در مسیر عادی‌سازی و بازسازی قرار گرفت.

در ادامه گزارش روزنامه دولت آمده ٤ رئیس‌جمهوری طی ماه‌های آینده در برنامه‌های زمان‌بندی‌شده جداگانه به ایران سفر خواهند کرد. رئیس‌جمهوران سریلانکا و اندونزی نیز در بهمن‌ماه به تهران خواهند آمد. رئیس‌جمهوری سریلانکا در آذرماه و رئیسان‌ جمهوری بوسنی و فنلاند نیز قرار است در اوایل آبان‌ماه راهی تهران شوند.

کابینه ۵ ساله

فرهیختگان در سرمقاله خود درباره تغییر سه وزیر کابینه نوشته: دولت روحانی از بدو کار تا به‌امروز چالش‌های بسیاری را از سر گذرانده است. در بعد سیاست خارجی، دولت اگرچه توانست توفیق‌های بزرگی کسب کند، اما به همان اندازه با چالش‌های ریز و درشت روبه‌رو بود؛ دلواپسانی که این دولت را ازآن خود نمی‌دانند تا جایی که توانستند علیه سیاست خارجی دولت سنگ‌پراکنی کردند تا دولت در بستن پرونده هسته‌ای ناکام بماند؛ اما خوشبختانه دولت توانست از تونل تاریک و سختی که پیش رو داشت، بگذرد تا به این توفیق برسد.

دولت اما در سیاست داخلی به‌اندازه سیاست خارجی توفیق نداشت. علت آن تمرکز بیش از اندازه بر برنامه هسته‌ای بود. دولت چه در حوزه اقتصادی و چه در حوزه فرهنگی، از دوسو مورد انتقاد بود. معیشت مردم باید مهم‌ترین اولویت آتی دولت باشد. اما در این میان اقشار مرجع مانند جوانان، هنرمندان، نویسندگان و ورزشکاران از وضعیت موجود در وزارتخانه‌های خود ناخشنود بودند. اگرچه در این میان منتقدان و دلواپسان نیز از هر ابزاری برای تحدید حوزه فرهنگ و ورزش استفاده می‌کردند، اما دولت در برخی مواقع عقب‌نشینی‌های صریحی داشت که این امر پسندیده نبود.

فرهیختگان در نهایت نوشته:ر اداره وزارتخانه‌ای مانند وزارت ارشاد بسیار پرخطر و سنگین است. همه از وزیر آن توقع دارند و او باید بابت هر اتفاقی که در حوزه فرهنگ و هنر صورت می‌گیرد به همه جوابگو باشد. وزارت فرهنگ به‌واقع وزیرکش است. از سال ۷۲ به این‌سو در دولت‌های هاشمی، خاتمی، احمدی‌نژاد و روحانی هیچ وزیری نتوانسته است در دولت اول عمر وزارتش کامل باشد. خاتمی، لاریجانی، مهاجرانی، صفارهرندی و جنتی وزرایی هستند که نتوانستند تحت فشارهای موجود، وزارت خود را کامل انجام دهند.

بعدش استعفای رئیس

پیمان مقدم در ستون طنز روزنامه ایران نوشته:امیدواریم حالا که چراغ اول روشن شد و آن کسی که کنسرت می‌خواست استعفا کرد و رفت، باقی مدیران دولت هم کمی به اعمال فاخرشان بیشتر بیندیشند و هر چه زودتر این نهضت مبارک استعفاهای سریالی را کلید بزنند. آنقدر استعفا بدهند تا کل یوم کابینه از رسمیت بیفتد. بعد که کابینه از رسمیت افتاد دوباره باید کل دولت برود مجلس تا رأی اعتماد بگیرد. خب این خودش یک پروسه طولانی است و نمی‌شود کشور در آستانه انتخابات حساس سال آتی همین طور به امان خدا رها شود. در نتیجه همه به این نتیجه می‌رسند که خود جناب روحانی هم استعفا بدهند تا یک سری مدیر صالح و خاکی که حداقل نام فامیل‌های‌شان فریدون نباشد کشور را اداره کنند بلکه لاجرم و به ناچار کسانی بیایند که دغدغه‌شان خدمت به مردم و‌ نژاد‌شان به دردهای ملت آشنا‌تر باشد.

به نوشته این طنزنویس:اصلاً آدم ناخودآگاه از شنیدن نام فریدون احساس می‌کند مدیر مقابلش دچار تفرعن و نگاه بالا به پایین است و تمام فکر و ذکرش به وارد کردن هواپیمای نو به مملکت خلاصه شده. خب فریدون در تاریخ شاه بوده و شاه هم تمام فکر و ذکرش کاخ است و سعدآباد؛ چه کار به دروازه دولاب و زنبورک خانه دارد!؟ ما این همه تصادف جاده‌ای داریم و این همه ترافیک و محورهای صعب العبور و جاده‌های دوبانده خطرناک، آن‌وقت مدیران ما تمامهم و غم‌شان وارد کردن طیاره نو به کشور است. معلوم است کسانی که نام‌شان فریدون باشد ناخودآگاه چنین مقاصدی را پیگیری می‌کنند و وزرایی را بر سر کار می‌گمارند که با کری پیاده‌روی می‌کنند و با اوباما دست می‌دهند تا هواپیما وارد کنند.

ستون طنز روزنامه ایران به این جا رسیده که: به هر حال جناب روحانی ما دلواپس شما هستیم و از سر دلسوزی می‌گوییم این‌طور نشود که روزی فرا برسد که دلسوزان این کشور از تریبون‌ها بگویند هر کس هواپیما می‌خواهد برود فلان جا و در بهمان جا نماند.

Image copyrightShahrvand

دوتابعیتی ها و قانون

روزنامه جوان در گزارش اصلی خود اخبار مربوط به مطالعات وزارت اطلاعات برای کشف هویت مدیران دو تابعیتی در دولت را دنبال کرده و مدعی شده همزمان تلاش هایی هم در دولت برای به کارگیری این افراد وجود دارد.

این گزارش از ماده ۹۸۲ قانون مدنی یاد می کند که در آن قید شده اشخاصی که تحصیل تابعیت ‌ کرده یا بکنند، از همه حقوقی که برای ایرانیان مقرر است، بهره‌مند می‌شوند، لکن نمی‌توانند رئیس جمهور یا معاون رئیس جمهور شوند و با به عضویت در شورای نگهبان و ریاست قوه قضائیه، وزارت و کفالت وزارت و استانداری و فرمانداری، نمایندگی مجلس و عضویت در شوراهای استان و شهرستان و شهر، استخدام در وزارت خارجه و نیز احراز هرگونه پست و مأموریت سیاسی و قضاوت در آیند. در عین حال عالی‌ترین رده فرماندهی در ارتش و سپاه و نیروی انتظامی و تصدی پست‌های مهم اطلاعاتی و امنیتی هم برایشان ممنون بوده تازگی دولت یک اقتصادی هم بر این بند آخر افزوده است.

با این حال روزنامه سپاه پاسداران از قول نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس نوشته: طبق قانون استخدامی کشور که در سال ۱۲۸۵ تصویب شد هیچ یک از افرادی که تابعیت دوم گرفته‌اند حق ندارند حتی در حد کارمند در هیچ سیستم دولتی، حیاتی و حساس کشور استخدام شوند. چنان که در مورد خاوری رئیس پیشین بانک ملی دستگاه‌های امنیتی اعلام کرده بودند که او به دلیل داشتن تابعیت دوگانه صلاحیت تصدی این پست را ندارد، ولی با فشاری که از سوی مقامات بالاتر آمده بود و اعلام کرده بودند ما این فرد را نیاز داریم، او به این سمت منصوب شد.

روزنامه جوان روشن نکرده که کدامیک از این قانون زمینه اجرا دارد اما از قول همان نماینده مجلس نوشته افراد دوتابعیتی نباید به کارگیری شوند اما این افراد در اینجا از خلأ قانونی سوءاستفاده می‌کنند و در جایگاهی مثل مشاور مشغول به کار می‌شوند و ما باید کاری کنیم که این افراد در اینگونه سمت‌ها با سوءاستفاده از خلأ قانونی به کار‌گیری نشوند.

آیت‌الله مصباح! حتی یک نفر هم نیست؟

علی شکوهی در ستون روزانه خود در اعتماد با اشاره به سخنان تازه مصباح یزدی که گفته بود من در بین سیاسیون فرد کاملا باورمند به ولایت‌فقیه بر اساس قرائت امام خمینی(ره) را سراغ ندارم… البته برخی به خاطر ساکت کردن مردم یا ملاحظاتی سخنانی درباره ولایت‌فقیه بر زبان می‌آورند؛ اما نوع رفتار و برخی دیدگاه‌های آنان نشان می‌دهد که در دل چندان به این موضوع اعتقاد و باور ندارند چند پرسش از وی مطرح کرده تا نشان دهد که این سخن نمی تواند درست باشد.

نویسنده ستون اعتماد تاکید کرده که وی تمایزی هم میان سیاسیون قایل نشد و بیان نکرد که سیاسیون طیف خاصی چنین هستند و بنابراین حضرت آیت‌الله مصباح، حتی در جریان موسوم به اصولگرا هم کسی را سراغ ندارد که معتقد به نظریه ولایت فقیه با قرائت امام خمینی باشد. معلوم نیست که ایشان در بیان این سخن، صرفا نقدی را متوجه سیاسیون کشور کرده‌اند تا آنان را از چشم و دل مردم معتقد بیندازند یا اینکه قصد ارایه گزارش واقعی از وضعیت اعتقادی سیاستمداران کشور داشته‌اند. اگر هدف اول مد نظر بوده باید بدانند که وضعیت اعتقادی اقشاری از مردم و جامعه به شکلی است که سخن ایشان را خیلی جدی نمی‌گیرند اگر هدف ایشان دادن گزارش واقعی از وضعیت اعتقادی مسئولان است به‌صراحت باید گفت که این ادعا واقعیت ندارد.

اعتماد نوشته تازه اگر نظر مصباح یزدی درست باشد عملا اعتراف به یک شکست بزرگ نظری و عملی است و آن وقت باید پرسید چرا سیاسیون کشور به ولایت فقیه با قرائت امام خمینی باور ندارند؟ آیا این نظریه قدرت اقناع سیاسیون را ندارد و نظریه ضعیفی است که کسی را با خود همراه نمی‌کند؟ آیا سیاسیون کشور از عقل و منطق برخوردار نیستند و حرف حق را نمی‌پذیرند و عمدا به مخالفت با این اندیشه برمی‌خیزند؟ آیا آنان به نظریه ولایت فقیه با قرائت دیگری باور دارند؟ آیا این نظریه در عمل ناکام بوده و معتقدان دیروز هم امروز از این نظریه دور شده‌اند؟

فرق حالا و قدیم

پوریا عالمی در ستون طنز شرق نوشته: قدیم یک نفر کار می‌کرد ۱۰ نفر می‌خوردند توی یک خانواده. الان ۱۰ نفر کار می‌کنند یک نفر می‌خورد. منتها آن یک نفر توی خانواده نیست و رئیس صندوقی، بانکی، چیزی است. قدیم یک شغل برای ساختن یک زندگی کافی بود. الان ١٠ تا زندگی هم کم است که آدم یک شغل بسازد. قدیم اینترنت نبود و مردم زود ازدواج می‌کردند و زود می‌خوابیدند. الان اینترنت هست و مردم دیر ازدواج می‌کنند و دیر می‌خوابند.

به نوشته این طنزنویس: قدیم مردم این‌قدر توی صف – به‌خصوص صف کوپن- می‌ایستادند تا جان می‌دادند. الان مردم جان می‌دهند توی صف رستوران بایستند. قدیم فقر یک مسئله همگانی و ثروت یک دغدغه خصوصی بود. الان ثروت یک دغدغه همگانی و فقر یک مسئله خصوصی است. قدیم پایمان را اندازه گلیممان دراز می‌کردیم. الان گلیم دیگران را می‌کنیم سفره خودمان. قدیم فکر می‌کردیم نفت ملی شده است. الان متوجه شدیم دکلش که هیچی، نفت‌کشش که هیچی، نفتش هم که هیچی، حتی پیت‌حلبی‌اش هم به ملت نمی‌رسد.

و خلاصه طنز شرق این که: قدیم طنز می‌نوشتند مردم می‌خندیدند و اشک مسئولان درمی‌آمد. الان طنز بنویسند، مردم اشک نویسنده را درمی‌آورند و مسئولان هم زمینشان را می‌خورند. قدیم همه‌چیز برعهده مدیرمسئول و سردبیر بود. الان همه‌چیز زیر سر نویسنده است.

Image copyrightShahrvand

همچنین بررسی کنید

ترامپ: ایران به روح برجام پایبند نیست، کره‌ شمالی حواسش را جمع کند

دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا روز پنجشنبه در باشگاه گلف خود در نیوجرسی، از اظهار …

مهدی طارمی، مرد سال فوتبال ایران در فصل ۹۵-۹۶

"
2016

Watch Dragon ball super