بر سر ساباط قاجاری خانه کسمایی میرمیران چه آمد؟

بر سر ساباط قاجاری خانه کسمایی میرمیران چه آمد؟چندی قبل یکی از اهالی قدیمی محله به عنوان سرمایه‌گذار وارد بافت شده و خانه تاریخی کسمایی را از مالک آن خریداری می‌کند. این خانه دارای سه واحد همسایه در جبهه شمالی است که ساباط (دالان) واقع در جبهه غربی خانه مورد اشاره، تنها راه دسترسی به این خانه‌ها است. بنابراین فضای دسترسی زیرین در اختیار این چهار ملک و طبقۀ بالایی، بخشی از ملک خانه کسمایی است. اتفاقات از این قرار است که ساکنین در ابتدا به تصور اینکه سرمایه‌گذار قصد تخریب و ساخت‌وساز در ملک را دارد با سرمایه‌گذار همراه شده ولیکن پس از آگاهی از نیت سرمایه‌گذار که مرمت و تغییر کاربری خانه را مدنظر داشته است، کارشکنی‌های خود را آغاز می‌کنند تا جایی که این سوءنیت‌ها به انواع اقدامات تخریب‌گرانه منتهی می‌شود. در اولین اقداماتی که اواخر شهریورماه سال جاری رخ می‌دهد، شبانه بخش‌هایی از تاق‌های ساباط تخریب می‌شود ولی با آگاهی به‌موقع یگان حفاظت اداره‌کل میراث‌فرهنگی استان جلوی این تخریب‌ها گرفته و بخش‌های تخریب شده، مرمت می‌شوند. ناگفته نماند که این تخریب عمدی که شواهد آن در نوع تخریب نمایان بود..

بر سر ساباط قاجاری خانه کسمایی میرمیران چه آمد؟

چندی قبل یکی از اهالی قدیمی محله به عنوان سرمایه‌گذار وارد بافت شده و خانه تاریخی کسمایی را از مالک آن خریداری می‌کند. این خانه دارای سه واحد همسایه در جبهه شمالی است که ساباط (دالان) واقع در جبهه غربی خانه مورد اشاره، تنها راه دسترسی به این خانه‌ها است. بنابراین فضای دسترسی زیرین در اختیار این چهار ملک و طبقۀ بالایی، بخشی از ملک خانه کسمایی است.

اتفاقات از این قرار است که ساکنین در ابتدا به تصور اینکه سرمایه‌گذار قصد تخریب و ساخت‌وساز در ملک را دارد با سرمایه‌گذار همراه شده ولیکن پس از آگاهی از نیت سرمایه‌گذار که مرمت و تغییر کاربری خانه را مدنظر داشته است، کارشکنی‌های خود را آغاز می‌کنند تا جایی که این سوءنیت‌ها به انواع اقدامات تخریب‌گرانه منتهی می‌شود. در اولین اقداماتی که اواخر شهریورماه سال جاری رخ می‌دهد، شبانه بخش‌هایی از تاق‌های ساباط تخریب می‌شود ولی با آگاهی به‌موقع یگان حفاظت اداره‌کل میراث‌فرهنگی استان جلوی این تخریب‌ها گرفته و بخش‌های تخریب شده، مرمت می‌شوند. ناگفته نماند که این تخریب عمدی که شواهد آن در نوع تخریب نمایان بوده است، مورد انکار همسایگان قرار گرفت. در ادامۀ داستان روز شنبه ۲۶ مهرماه عکس‌هایی از تخریب کامل این ساباط منتشر شد. پیدا کنید پرتقال‌فروش را!

بحث عدم تعلق‌خاطر ساکنین نسبت به بافت‌ها و بناهای تاریخی و انتظارات آنها برای زندگی مدرن در این بافت‌ها مسئله و موضوع جدیدی نبوده و مختص به شهر قزوین نیست. بارها و بارها شاهد تخریب‌های عمدی ثروت‌های فرهنگی در جای‌جای کشورمان هستیم اما سوال اینجاست که مگر غیر از این است که این بنا در فهرست میراث‌فرهنگی کشور ثبت بوده و مشمول قوانین حفاظت قرار داشته و کسی حق تخریب آن‌را ندارد؟ اما چرا مردم پایبندی به قوانین را بر خود واجب نمی‌دانند و آن‌را خوار می‌شمارند؟ گذشته از اینکه بعضا شاهد هستیم نهادهای دولتی تصمیم‌ساز هم به قوانین میراث‌فرهنگی الزامی ندارند.

پر واضح است که هریک از سازمان‌ها و ارگان‌ها در این وضعیت سهمی دارند اما اکنون وظیفۀ هریک از این سازمان‌ها چیست؟ قدرت و صلابت اداره‌کل میراث‌فرهنگی چگونه ظهور خواهد یافت تا در ادامه بتواند بستر مناسبی برای پیشبرد برنامه‌هاس توسعه گردشگری و فرهنگی در شهر ایجاد نماید؟

میراث فرهنگی به‌عنوان نهاد ناظر و مسئول حفاظت از آثار تاریخی و فرهنگی و همچنین سیاست‌گذار مهم در حوزه گردشگری، لازم است نقاط تمایز خود را برجسته کرده و با جدیت بر سر مواضع خود بایستد و در جایی که قوانین آن توسط هر نهادی زیر پا گذاشته می‌شوند، احقاق حق نماید تا اجازۀ تکرار این روند منقطع شود.

شهرداری که نقش تاثیرگذار آن بر کسی پوشیده نیست و طی سال‌های اخیر با حمایت و عدم‌حمایت از حوزه‌ میراث‌فرهنگی در شهر تاریخی ایفای نقش کرده است با ارائه انواع خدمات، امکانات و درخواست‌های منطقی ساکنین بافت‌های تاریخی می‌تواند در جلب رضایت این ساکنین در راستای حفاظت از بافت یاری‌رسان باشد.

نهادهای فرهنگی شهر که قدرتمندترین ابزار ارزشی‌آفرینی در اذهان عمومی را برعهده دارند، در وضعیت فرهنگی و اجتماعی امروز که میراث‌فرهنگی در تقابل با مدرنیته قرار گرفته است و دیگر زندگی در بافت‌ها و محدوده‌های تاریخی و فرهنگی باب روز نیست و چه بسا باعث سرافکندگی بسیاری از ساکنان است، وظیفۀ خطیر خود را با قدرت انجام دهند.

و دست آخر علل کارشکنی مردم‌ و شهروندان در حفاظت از بناها و بافت‌های تاریخی را باید در برنامه‌ریزی‌ها و اقدامات نهادهای تصمیم‌ساز مدیریت شهری پی گرفت. اعطای انواع تسهیلات در بافت تاریخی تا زمانی که مسئله گردشگری منجر به کسب درآمد بشود. رفع محدودیت‌های امکانات و منابع اعطا شده به ساکنین بافت‌های تاریخی، ارتقای وضعیت بصری و جداره‌ها و پیاده‌راه‌ها و بهسازی انواع مبلمانی شهری این محدوده‌ها در شان شهروندان نبوده و به‌تبع آن ساکنین احساس تعلق خاطری به فضا نداشته و در حال فرار از این بافت‌ها به محله‌های نوساز هستند. باید این واقعیت را در نظر داشت که تا زمانی که شهروندان بافت‌های تاریخی بهبود شرایطی در زندگی خود احساس نکنند، خشم‌شان را در قالب تخریب این بناها شاهد خواهیم بود.

با همۀ نقاط منفیِ این موضوع یک حسن هم دارد و آن اینکه، واکنش مدیران شهری قزوین این مسئله را شفاف می‌کند که پیشبرد برنامه‌های توسعه پایدار گردشگری و بهره‌گیری از ظرفیت‌های کارآفرینی در این حوزه و حمایت از فضای سرمایه‌گذاری که سال‌ها مورد نقد سرمایه‌گذران این عرصه بوده است، در عمل به کدام جهت است؟ آیا مدیریت شهری قزوین رویکردی در مواجه با این موضوعات خواهد داشت یا عرصه همچنان خالی است؟

اهمیت دو چندان رسیدگی و عدم‌رسیدگی به این موضوع در آنجاست که افکار جمعی بر این مسئله صحه می‌گذارد که فضای شهری قزوین هنوز پذیرا و آمادۀ توسعه بخش گردشگری هست یا نیست.